خدای زنده

{s5_mp3}http://icfonline.co.uk/wp-content/uploads/sermons/Edward140609-1030.mp3{/s5_mp3}

آیا خدا یک قدرت، اندیشه، فکر، تصور، رویا، … است یا شخصیتی است زنده؟ خدای زنده کیست و صاحب چه خصوصیاتی است که او را متمایز می‌کند؟…

 

 

 

آیات: مزمور ۱۱۵،و ۱۸آیۀ ۶، دوم تواریخ باب ۱۶ آیۀ ۹،مزمور ۹۴آیۀ ۸

مزمور ۸۹آیۀ ۱۳

 

مقدمه : خدا را شکر برای شناخت عیسی مسیح در ایران که در همۀ اقشار بخصوص طبقۀ دانشگاهی در حال رشد چشمگیری است.

 

خدای زنده چه خدایی است ؟ مزمور۱۱۵ که تیتر آن هم چنین است: در وصف خدای حقیقی.

 

پس خدای غیر حقیقی هم وجود دارد . تعاریف مختلفی از خدای غیر حقیقی شده از جمله :

 

– عده‌ای معتقدند که خدا قدرت است. قدرتی که کنترل کنندۀ جهان است . عده‌ای می‌گویند که خدا اندیشه است. اندشه‌ای لایتناهی. عقل کل هست. فوق از درک بشری و نامحدود است. یا کسانی که مدیتیشن می‌کنند با تصورات خیالی در مورد خد ا که ارتباطی با او ندارند .

 

اما خدائی که کتاب مقدس معرفی می‌کند دارای شخصیّت و زنده است . خدای حیّ، خدای حیات بخش و خدای زنده . او سرچشمه و منبع حیات است و تمام خصوصیّات وجود شخص زنده بطور غنی و کامل و ابدی در خدا یافت می‌شود .

 

متن : مزمور ۱۱۵ به ما این خدا را معرفی می‌کند . اودارای صفات و خصوصیّات حیات بخش است به شرح زیرند

 

۱- اولین خاصیّت خدای زنده او گوش دارد و می‌شنود. ولی خدایان دیگر گوشها هست ولی نمی‌شنوند . اینجا خدای حقیقی را با خدای غیر حقیقی ( بتها ) مقایسه می‌کند . بت یعنی خدای غیر حقیقی . ممکن است مجسّمه نباشد ،ممکن است چیزی ساختگی در ذهن ما باشد . هر چه که در مورد خدا خلاف حقیقت باشد بت است . حالا بتهای نامرئی هم هست که جای خدا را در زندگی ما گرفته است . منظور از این گوش این گوش ما نیست بلکه او می‌شنود ولی خدایان دیگرنمی‌شنوند. مزمور ۱۸ آیۀ ۶ : می فرماید : در تنگی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خویش استغاثه نمودم . او آواز مرا ازهیکل خود شنید و استغاثۀ من به حضورش به گوش وی رسید. کلام خدا در ‏مزمور ۹۴ ایۀ ۸ می‌فرماید: او که گوش را غرس نمود آیا خود نمی‌شنود؟

 

یوحنا می‌فرماید آنچه را بر حسب ارادۀ او سئوال کنیم ما را می‌شنود و چون می‌شنود پاسخ می‌دهد .

 

۲- خدای زنده چشم دارد و می بیند. درهمین مزمور۱۱۵خدای بتها چشمان درشت ترسناک دارند ولی نمی‌توانند ببینند ولی خدای ما نابینا نیست و این که فکر می‌کنیم ما را فراموش کرده اشتباه است. همین مزمور ۹۴ ایۀ ۸ : او که چشم را داد آیا نمی‌بیند؟ خدا واقعاً ما را می‌بیند .

 

کتاب دوم تواریخ باب ۱۶ آیۀ ۹ می‌فرماید : چشمان خدا در همه جامی‌نگرد تا قوت خویش را به آنانیکه دل ایشان با او کامل است نمایان سازد . خدا تنگی‌های ما را می‌بیند . مصیبت های ما را می‌بیند او احتیاجات ما را و دردهایی را که با آن مواجه هستیم می بیند . قسمت‌های بسیار خصوصی زندگی ما ، گناهان مخفی ما را ، کارهای خوب ما را می‌بیند که دیگران نمی‌بینند .

 

۳- خدای ما زبان دارد وسخن می‌گوید . خدایان دیگر دهان دارند سخن نمی‌گویند . برای بسیاری از مذهبیون این سئوال است که بعد از این همه نماز و روزه چرا خدا با ما حرف نمی‌زند . بله خدای ما با ما حرف می زند.

 

۴- خدای زنده دستها دارد و عمل می‌کند . ولی خدایان مرده با وجود دستان فعال نیستند کار نمی‌کنند بی حرکت وخاموش هستند. ولی دستهای خدای زنده دراز است ، قوی است . دستهای او عمل می‌کند . دست یعنی : ظهور قدرت خدا. وقتی دست خدا دراز می‌شود عمل او نمایان می‌شود . مزمور ۸۹آیۀ ۱۳ بازوی تو با قوت است و دست تو زور آوراست. و باز در کلام خدا می‌فرماید دست راستت متعال است . دست راستت با شجاعت عمل میکند. به دست قوی و بازوی دراز قوم خود را رهانیدی . دست خدا کوتاه نیست که نرهاند و گوشهای او سنگین نی تا نشنود . خدای زنده خدای بیکار و عاطل وباطل و بی حرکت و سست نیست .

 

خدائی است که وقتی در مسیح ظاهر شد دست نیرومند او و اعمال شگفت انگیز وعجیب و پر از قوت الهی را ظاهر می ساخت . و مسیح به عنوان مرد عمل و مجری قدرت و اعمال خدا به همه فهماند که خدائی که ما می پرستیم خدای فعال است . خدای خوابیده نیست، مرده نیست ، خدائی نیست که به خلوت رفته باشد یاخسته یا از کار افتاده باشد بلکه خدائی است که دیروز امروز و فردا همان است و با قدرت عمل می‌کند. و ما را لمس می‌کند . بارها در دعا مرا لمس کرده . و عظمت و سنگینی و گرمای او را حس کردم .

 

۵- خدا پا دارد. راه می‌ رود. بتها پا دارند ولی راه نمی‌روند ولی خدای زنده همه جا می‌رود . جاها یی که پای هیچ بشری به آن جا نرسیده .خدا نامحدود است . خدا برای ملاقات انسانها آمد. او همه جا گردش می‌کرد و همۀ مقهورین ابلیس را آزاد می‌کرد .

 

واقعۀ حقیقی که اخیراً در ایران اتفاق افتاده . از این قرار است که در یکی از شهرهای ایران مردی که همسرش سخت مریض بوده و از ناحیۀ کمر در حال فلج شدن بود و در پی دکتر و درمان .یکروز ماشین وَن بزرگی به رنگ طوسی رامی بیند که مردی از آن پیاده شد و گفت چرا غمگینی ؟ او جواب می دهد که خانمم مریض است و بد جوری من افسرده هستم . او می گوید به عیسی مسیح ایمان بیاور خانمت شفا میگیرد . آن شخص می‌رود و موضوع را جدّی نمی‌گیرد. بار دوم که میرود داروخانه دارو بگیرد باز آن مرد را با همان وَن طوسی می بیند که پیاده شد و رفت در داروخانه و به او می‌گوید اقا چرا آمدی داروخانه ؟ می گوید آمدم برای خانمم دارو بگیرم . خانمم داره فلج میشود. درد بدی دارد . آن مرد می‌گوید که مگر نگفتم به عیسی مسیح ایمان بیاور . خانمت خوب میشود. خداوند شفا می‌بخشد . این دفعۀ دوم بود که این خبر را می‌شنود باز شکی به او دست می‌دهد که این چه کسی است . بالاخره میاید تهران میرود که خانمش را به متخصص نشان بدهد . دوباره همان آقا را می بیند که ازوَن پیاده شد و گفت برو به کلیسائی که در خیابان طالقانی است آنجا بخواه برای خانمت دعا کنند و عیسی مسیح شفا می‌دهد . این دفعه آن مرد جدی می‌گیرد و میرود به کلیسا ولی آنها او را راه نمی‌دهند . و اودل شکسته دوباره مرتبۀ چهارم آن مرد را می‌بیند. و باز آن مرد می‌گوید برو از برادر سوریک در کلیسا بخواه برای خانمت دعاکند. . پس می‌رود به کلیسا به دنبال برادر سوریک و می‌گویند برادر سوریک در ماشین است در حال رفتن.از کلیسا . و بالاخره جریان را به برادر سوریک می‌گوید و او دعا می‌کند وقتی بر می‌گردد به خانه خانمش شفا گرفته بود .بعدها سوریک را می بیند و خانمش را می‌برد به کلیسا . در کتابخانۀ کلیسا عکس برادر هایک رامی‌بیند می‌پرسد که این چه کیس است می‌خواهم او را ببینم . و می‌گویند که او ۱۵ سال قبل شهید شده و او می‌گوید این همان شخصی بود که مرا می‌دید و وَن طوسی داشت . آنها گفتند اتفاقاً او وَن طوسی داشت . و اسم او هایک هوسپیان مهر است . می‌بینیم گر چه هایک رفته ولی خدا اجازه داده که ظاهر شود و پیغام خدا را بدهد . بله خدا پا دارد و همه جا می‌چرخد با مأمورینش ، با فرشتگانش ، با خوابها و رویاها و هیچ کس نمی تواند جلوی پای خدای زنده را بگیرد .

 

۶- خدای زنده حس دارد. احساسات دارد . خدایان مرده بی حس هستند ولی خداوند خدای ما پاک ترین ، خالص ترین ، عالی ترین ، بی‌ریاترین احساسات را دارد . و شیرین ترین پیغام ما این است که خدای ما خدای محبت است و او هیچ وقت نمی‌تواند بی وفا باشد .

 

او پر از رحمت و دلسوزی نسبت به قوم خود است و در مورد قوم بی وفای خود در عهد عتیق چنین می‌گوید: ای افرایم چگونه تو را تسلیم نمایم و ترک کنم و نابود سازم دل من در اندرونم منقلب شده و رقدهای من با من مشتعل شده . او برای بی ایمانی قوم گریه می‌کند و متأثر است . وقتی یک گناهکار نجات پیدا می‌کند خوشحال می‌شود و همۀ فرشتگان را به شادی می‌کشد . وقتی ما درد داریم با ما شریک است و وقتی خوشحالی با شادیهای ما هم شریک است . مسیح هم عروسی رفت هم مجلس عزا رفت و نشان داد که احساسا ت مردم برای او مهم است .

 

۷- خدای ما فکر دارد و برای ما فکر می‌کند . ولی خدایان غیر ( بتها) بی فکرند جسد مرده که نمی‌تواند فکر کند . کلام می‌گوید خدای ما فکر می‌کند.

 

اول پطرس می‌گوید تمام اندیشۀ خود را به خدا واگذارید زیرا که خدا برای شما فکر می کند .

 

داود می‌گوید : فکرهای تو بی نهایت عمیق و اعمال تو بسیار عظیم است . پس خدایی که ما داریم به فکر ماست و مارا فراموش نکرده و برای تک تک ما فکر می‌کند . کسانی که فکر می‌کنند که کسی به فکر آنها نیست فریب شیطان است خدا به طور اختصاصی برای هر کدام از ما فکر میدکند .

 

نکنۀ آخر .خدای زنده اراده دارد . او حاضر است که ارادۀ خود را بر روی زمین مستقر کند . منظور از اراده این است که برنامۀ دارد ، نقشه دارد . و نقشه اش را عمل می‌کند . و ارادۀ خدا برای همۀ ما نیکوست .

 

نتیجه :خدای حقیقی زنده است و با خدای مرده تفاوت دارد . او گوش داد و می‌شنود

 

چشم دارد و می‌بیند ، زبان دارد و سخن می‌گوید ، دستها دارد و عمل می‌کند ،پاها دارد راه می‌رود ، احساس دارد حس می‌کند ، فکر دارد فکر می‌کند برای ما اراده دارد و حاضر است که نقشۀ خود را عملی کند در زندگی ما . یسیار خوشبختیم که در مسیح با خدای زنده روبرو هستیم و مسیح فرمود : چون من زنده‌ام شما خواهید زیست . خدا را شکر که با خدای حیات و حی روبرو هستیم و می‌توانیم با او ارتباط بر قرار کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن