ایمان شفابخش

{s5_mp3}http://icfonline.co.uk/wp-content/uploads/sermons/Tim130909_1200.mp3{/s5_mp3}

 

جای هیجان است که انسان در پادشاهی خدا مشغول کار باشد. خواندگی مختص یک مکان نیست بلکه هر جا که دعوت خدا باشد. برای من هم وقتی شبان جوانی بودم برای خدمت به بخارست دررومانی خوانده شدم. چه هیجان انگیز است که آماده در دستهای خدا و در کار خدا با او سهیم باشیم.


چگونگی ایمان شفا بخش:


اول : نیاز به یک مسح تازه از عیسی است.


اول تواریخ باب ۱۴ وقتی داود از طرف خدا به پادشاهی انتخاب می‌شود سالها طول کشید که رسما در مسند پادشاهی قرار گیرد چون تمام این دوران انتظار را در حال فرار از دست شائول بود. بالأخره روز تاجگذاری داود فرا رسید . آیۀ ۲ : « داود دانست که خداوند او را به پادشاهی اسرائیل استوار داشته است، زیرا که سلطتنتش به خاطر قوم او اسرائیل به درجۀ بلند برافراشته شده بود. »


در دوران فرار او مجبور شده بود مدتی با فلسطینیها متّفق شود. ولی اکنون فلسطینیها شنیدند که داود پادشاه شده . آیۀ ۸ : « وچون فلسطینیان شنیدند که داود به پادشاهی تمام اسرائیل مسح شده است، پس فلسطینیان برآمدند تا داود را ( برای جنگ) بطلبند؛ وچون داود شنید، به مقابله ایشان برآمد. »


فلسطینیان چون با شائول جنگیده بودند با روش چنین جنگی آشنا بودند. البته شائول مسح و دعوت خود را از طرف خدا از دست داده بود. او دیگر به صدای خدا گوش نمی‌داد. هرکاری می‌خواست می‌کرد. پس در چنین شرایطی فلسطینیها فهمیده بودند که می‌توانند با شائول بجنگند.


حالا که داود پادشاه شده همین تصوّر را راجع به داود داشتند ، پس سریع حمله کردند. آنها از طریق دریای مدیترانه از جنوب به شمال آمدند ازپشت به داود حمله کنند. داود جنگاور بود و پیروزیهای بسیاری را در جنگها به دست آورده بود ولی به جای اینکه اتکاء به تجربیات جنگی و موقعیت پادشاهی خود کند و راه خود را برود؛


با خدا مشورت کرد. و مسئلت کرد که ای خدا آیا به مقابلۀ با فلسطینیان برآیم؟ آیا ایشان را به دست من تسلیم خواهی کرد؟ آیات ۹و ۱۰ ، و خدا پاسخ داد که « بر آی ایشان را به دست تو تسلیم خواهم کرد»


از این قسمت کلام ما باید درس بگیریم ، زمانی که به یک مسح جد‌ید نیاز داریم از خدا مشورت بگیریم. زمان‌هایی می‌رسد که به مسح تازه نیاز داریم . و باید روی خدا را بطلبیم. فیض مجانی است . نجات مجانی است . ولی مسح خدا و تأیید خداوند بهایی دارد که باید پرداخت گردد.


انجیل لوقا باب ۲۲آیۀ ۳۱

«ای شمعون، ای شمعون ، شیطان اجازه خواست شما را همجون گندم غربا‌ل کند. امّا من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود. پس چون باز گشتی،برادرانت را استوار بدار.»


گاهی لازمۀ این مسح تازه شکسته شدن است . پطرس از این دسته افراد بود . او قبل از مصلوب شدن عیسی به او گفت که حاضر است جانش را بدهد و عیسی به اوچه گفت؟ قبل از طلوع آفتاب ، قبل از مصلوب شدن سه بار عیسی را انکار خواهد کرد. و همین طور هم شد. بعد از انکار شکسته شد، ولی عیسی او را دوباره احیا کرد و به وضع اول برگرداند. و دیدیم که چگونه روز پنطیکاست پر از روح خدا سخن گفت. پری روح او بهائی داشت. باید حاضر باشیم که برای مسح تازه بهای آن را بپردازیم. داود هم سالها فراری بود. سالها شکسته شده بود.


دوم : نیاز به یک مکاشفۀ تازه از عیسی است


داود به پیروزی‌های خود تکیه نکرد، بلکه از خداوند پرسید أ آیا بروم ؟ آیا بجنگم ؟ آیا مرا پیروز خواهی کرد؟ آیا آنها را به دست من تسلیم خواهی نمود؟ او می‌خواست مکاشفۀ تازه‌ای از خدا بگیرد. ما باید یاد بگیریم که عیسی را آن طور که واقعاً هست بشناسیم ، درک کنیم ، چطور در زندگی ما کار می‌کند . به راههای خود تکیه نکنیم . در این آیات می‌بینیم که خدا می‌گوید برو آنها را به دست تو تسلیم خواهم کرد . آیا آنقدر اعتماد به خدا داریم؟ آیا آن ایمان محکم را به خدا داریم ؟ آیا آن مکاشفه‌ای را که از عیسی خداوند داری ایمان داری که مکاشفه‌ای قدرتمند است ؟ داود پادشاه در زمان حملۀ دشمن می‌دانست که به کمک خدا احتیاج دارد و هیچ کمک دیگری وجود ندارد. یعنی اگر کمک خدا نباشد قدرتهای انسانی هیچ کاربردی ندارد. ما همیشه جواب مشکلاتمان را در دستهایمان نداریم . زمان‌‌هایی می‌رسد که جز کمک خدا راه دیگری وجود ندارد.


سوم : نیاز به یک جهش و حرکت تازه از خدا


همان طور که گفتم من برای خدمت در رفت و آمد به رومانی بودم . ولی زمانی رسید ک به هدایت خدا نیازمند شدم . قضیه از این قرار بود که غدّه‌ای در گردن پسر ۶ سالۀ من پیدا شد که بعد ازچندی دکتر گفت که سرطان است . برای من شوک بزرگی بود . شروع به معالجه کردیم ولی زمانی رسید ک احساس کردم گوئی دشمن از پشت به من حمله کرده و ضربه می‌زند. یک روز که باید به فرودگاه می‌رفتم به خدا گفتم « قلبم شکسته است ، نمیدانم از این دعوتی ک به رومانی از من کردی چگونه جواب دهم . اصلاً کلیسای آمریکا را که شبان آنجا بودم چگونه اداره کنم؛ چطور به می‌توانم به رومانی بروم و خدمت کنم؛ گفتم خدایا من یک بار دیگر میروم رومانی وقتی برگشتم دیگر نخواهم رفت . چون نمی‌دانم چه کنم . وضع روحی من بسیار بد است . » با این ایمان رفتم رومانی . ولی جاهایی فرستاده شدم که تا آنموقع نرفته بودم و کسانی را می‌دیدم که تا آن زمان ندیده بودم . احتیاج به یک حرکت جدید و چیزی تازه داشتم . داود احتیاج به یک حرکت جدید داشت . دشمنان خداوند آمده بودند و حمله کرده بودند . او به یک عمل خدا احتیاج داشت . ممکن است این حرکت جدید شفای جسمی باشد یا شفای احساسی یا روحانی . ممکن است روابط شما یا مسائل اقتصادی شما احتیاج به یک حرکت جدید دارد. اگر به چنین حرکت جدیدی احتیاج دارید خداوند می‌تواند آن را انجام دهد.


پس برای خدمت به کلیسائی در شهر ساحلی بندری کنار سواحل دریای سیاه رفتم . آن جا کسی را نمی‌شناختم ، در حالی که قلبم شکسته بود موعظه می‌کردم . بعد از موعظه دوستم گفت که زنی پیردر کلیسا هست که زن دعاست ، چیزی در باره شما می‌خواهد بگوید. گفتم من تا به حال این جا نبوده‌ام چطور او در باره من چیزی می‌داند که بگوید . گفت این خانم سه روز پیش در دعا بوده و خدا با او صحبت کرده و گفته که واعظی از کشور دور به کلیسا خواهد آمد . فکر کردم که خوب این چیز خیلی عجیبی نیست . ولی ادامه داد و گفت پسر این واعظ مریض است . به محض شنیدن این موضوع ، گوئی خدا با من صحبت می‌کرد . خدا می‌دانست که من دور از خانه ، او می‌دانست که کجا هستم ، به چه احتیاج دارم . خدا می‌دانست که به یک جهش جدید نیاز دارم. آن زن گفت من ساعت ۱۰ روی زانوها دعا می‌کنم ، شما هم همان ساعت دعا کنید . او گفت خدا پسر تو را شفا خواهد داد . عیسی قلب شکستۀ مرا شفا داد. او پسر مرا شفا داد وامروز ۲۷ ساله است. خدا از اوهم دعوت کرده که وارد خدمت شود . زمانهایی است که نیاز به جهش داریم و هیچ پاسخ دیگری نیست جز آن جهشی که خدا در زندگی ما ایجاد کند.


آیۀ ۱۱، « پس به بعل فراصیم بر آمدند و داود ایشان را در آنجا شکست داد وداود گفت: ” خدا بر دشمنان من به دست من مثل رخنۀ آب رخنه کرده است“ بنابراین آن مکان را بعل فراصیم نام نهادند. و خدایان خود را در آنجا ترک کردند و داود امر فرمود که آنها ( بتها ) را به آتش بسوزانند. » بعل فراصیم یعنی جایی که آبهای فراوان فوران می‌کند. این یکی از اسامی خداست. نه تنها خدای ما خدای رحمت است بلکه خدایی است که جهشهای تازه‌ای بوجود می‌آورد. این اواخر در اورشلیم نزریک دریای سرخ بودم . جنوب غربی اورشلیم به سمت اریحا که می‌رویم یک دفعه ارتفاعات کم می‌شود و پایین آن مکان دریای مرده است که کم ارتفاع ترین قسمتهای زمین است. و این فلسطینیان آن جا کمین کرده بودند . پشت آنها به سمت دریای مرده بود و به سمت اورشلیم نگاه می‌کردند. ولی خداوند به جنگ آنها رفت . مانند آبهای زیادی که فوران کند . آن مکان جای خشکی هست و می‌توانید تصور کنید که در چنین جای خشکی وقتی آبهای بسیار فوران کند چه اتفاقی می‌افتد. پس هر چه سر راهش بود یا خود ‌برد و نابود کرد که فلسطینی‌ها خدایان خود را رها کردند و بعد داود خدایان را نابود کرد و سورانید. ما هم امروز به چنین جهش‌هایی از طرف خدا نیاز داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن